تبليغاتX
پیغام سروش

شنبه 23 مرداد1389

دانلود برخی مقالات

ضمن سلام و اظهار احترام به حضور ادب دوستان و دانشجویان گرامی

جهت سهولت دسترسی به برخی مقالات و اطلاعات ، برخی از نوشته هایی را که قبلا در نشریات تخصصی ادبیات فارسی به چاپ رسیده است در این قسمت قرار دادم . با تشکر

۱ . پیوند و همگرایی هنر و عرفان در فرهنگ اسلامی                                           دانلود مقاله

۲ . تعظیم شان خاندان رسول                                                                         دانلود مقاله

۳. آسیب شناسی رشته زبان و ادبیات فارسی در بوته نقد آراء تربیتی                        دانلود مقاله

۴.بررسي برخي خصايص تجربه عرفاني در نسبت با زبان                                        دانلود مقاله

۵ . بوطیقای ساختار گرا با نگاهی به منظومه های عطار نیشابوری                           دانلود مقاله

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

شنبه 20 بهمن1386

شعر و عرفان سرشت و سرنوشت قوم ایرانی

 

    قوم ايراني حقيقت حيات را در بیشتر در جان خويش جسته است و نه چون اقاليم غريب غربي در پرتو انعکاسات عقل . گويا تقدير ازلي سرنوشت او را چنان سرشته که بيشتر « حيات دل » را برگزيند ... هر چه هست زمينه هاي گرايش به سمت اشراق و شرق در ايران سخت پا گرفته است و ميوه هاي بسياري نيز داده است . ميوه هايي که گاه چنان نيرومند از درخت تخيل ايراني سر برآورده اند که واقعيت روزينه حيات را کم رنگ و رو ساخته اند . ناب ترين ميوه بر بارورترين شاخه اين درخت ، شعر و عرفان است .

    سرشت و سرنوشت ايران و ايراني در درازناي زمان و بنا به اسباب و انگيزه هايي شاعرانه و عرفاني شده است البته اين امر از ذاتيات و عوارض قومي و ميهني ريشه مي گيرد

   در تاريخ ايران ادبيات فارسي ايفاي رسالت هنرهاي ديگر را نيز بعهده داشته است  همه بار ادراک و احساس قوم ايراني را شعر و گفتن  بر دوش کشيده است 

 ادبيات فارسي هميشه مهمترين و بهترين مجراي انتقال ناب ترين انديشه ها و يافته هاي نخبه ترين فرزندان اين آب و خاک بوده است گويا تقديري ازلي تمامي بار انديشگي و ادراکي و احساسي و عاطفي تاريخ فرهنگ و تمدن پس از اسلام را بر دوش آن نهاده است و خواسته و ناخواسته آنرا مهمترين محمل و منزل يافته ها و خواسته هاي قومي ما ساخته است .

    ادبيات در ايران بازتاب تقدير قومي است که امکاني جز گفتن و سرودن ندارد و از همه هنرها در عرصه گيتي به جز ادب محروم است و چونان اقوام ديگر قالبهاي متفاوتي چون رنگ و آهنگ و سنگ و ديگر شکلها را مجاز به استفاده نيست و مي کوشد همه دردهاي دل و مواجيد قلب و پروازهاي روح و يافته هاي خرد و دريافتهاي عقل را در کمترين زمان در بيشترين معنا و در کوتاهترين عبارات بيان نمايد

   اما نباید از نظر دور داشت که رشد ادبيات فارسي لزوماً نشانه پيشرفت در گذشته نيز نيست چه رشد هنر و بويژه ادبيات معلول شرايطي است که از نظر گاه اجتماعي و تمدني مطلوب و خواستني نيست

 

 

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 18 بهمن1386

از هرچه قالبی است، برون آییم!

ای عزیز اگر خواهی که جمال این اسرار بر تو آشکار شود از عادت پرستی دست بدار که عادت پرستی بت پرستی باشد . ( عین القضات همدانی )

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 17 بهمن1386

نباشد وانهادن، معنی ترک!

     اقبال لاهوری می گوید :معنی حقیقی ترک دنیا پشت پا زدن به آن نیست . ترک حقیقی یک چیز خوار شمردن آن است و خوار شمردن در صورت غلبه بر یک چیز مصداق پیدا می کند نه رها کردن آن . اسب سرکش بد رکاب را آنکه سوار می شود و رام می کند خوار شمرده است نه آنکه جرات سواری و نزدیک شدن به آن را ندارد . این دوری نشانه حقیر شمردن اسب نیست بلکه بر عکس نشانه وحشت از او و اهمیت دادن به اوست .

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 15 بهمن1386

قسمتی از رسائل اخوان الصفا

ـ انسان : چرا؟ چطور ؟ براي چه ؟

ـ طوطي : ما حيوانات به آنچه خدا داده است راضي و نسبت به احکام او خاضع هستيم ، ما در کارهاي او پرسش هايي همچون براي چه و چطور و چرا مطرح نمي کنيم

ـ انسان : براي همين است که حيوان مانده ايد

 

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 15 بهمن1386

از مصیبت نامه عطار نیشابوری

 

سجــــده ای می کـــرد ابــلیس لــعین

گفت عیسی در چه کاری این چنین ؟

گفـت من بیـش از همــه عمـــری دراز

سجده عــادت کـــرده ام زان گـــاه بـاز

عادتم گشته است این زان می کـنم

گر همه سجـده است تاوان می کـنم

عیسی مریم بـدو گفــت ای ســقـــط

می ندانی هیــچ و ره کــردی غـــلــط

تــو یـقین مـــی دان کــــه انــدر راه او

نـــیســـت عــــادت لایـــــق درگـــاه او

هر چــــــه از عـــــادت رود در روزگـــار

نیــــست آن را بــــا حقیقت هیچ کـار  

 

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 11 بهمن1386

عرفان زدگی ایرانی _ گریز از تفکر عقلانی

     بررسی تاریخی تفکر ایرانی حاكي از دخالت عوامل و نيروهاي متعددي است كه جهان ايراني را در چنبرة قدرت خردگريز و علم ستيز گرفتار ساخت به گونه اي كه جز يك برداشت و يك دريافت را از هستي و مسائل آن روا نمي داشت . در دنياي ايراني خرد و خردورزي توان و جرأت گستاخي در برابر اشراقات رباني را نداشت و در نهايت مطرود و منزوي گشت . تمامي حقيقت حيات در دنياي درون و جان آدمي نهفته بود و لذا بسياري از ابعاد زندگي اجتماعي كه مبتني بر خرد و مصلحت است بر سر اكتشاف و شهود و عشق و عرفان قرباني گشت . عرفان زدگي و اخلاق زدگي مفرط كاركردهاي خردورزانه زندگي اجتماعي و مصالح علمي آن را دچار آسيبهاي جدي ساخت و عقلانيت جمعي را در سايه سار خويش بتدريج محو و نابود ساخت .

    اين قصه اندوه بار تنها به اينجا ختم نشد ؛ بلكه اين نگرش ها و وسوسه هاي گزاف آن ، صيّادِ شياد دلهاي سليم و ذهنهاي عليل شد و قرنها الگوي انديشة ايراني قرار گرفت و تفكر ايراني را از مدرسه بيرون راند و مقدمة دهن كجي نسبت به علم و فلسفه شد . تكفير فيلسوفان و عالمان و تحقير علوم عقلي نه تنها نقل مجالس عموم صوفيان بود كه حتي برخي آن را بر كفر ترجيح مي دادند :

كاف كفر اينجـــــــــــا به حق المعرفه

دوست تـــر دارم ز فـــــاي فــلســـفه ( عطار ، 1383 : 439 )

در فرآيند تحقير و تخريب علم و نگرشهاي آفاقي و كسب معرفت تنها در پرتو نگرشهاي انفسي ، معارف زيادي غربال شد و جاي خود را به كليشه هايي خاص داد و مانعي كه در قرون وسطي وجود داشت ، در دنياي ايران هم تكرار شد . و اين انديشة خطرناك بوجود آمد كه دنيا را بايد از يك منظر ديد و آنهم انديشه هاي عرفاني و ديني است و خطر ناك تر ، طرح اين مدعا بود كه يگانه راه تسلط بر دنياي بيروني اخلاق و عرفان است نه علم و عقلانيت .

 هر كجا عارفي است در همه فرش

هست چون فرش زير نعلش عرش ( سنايي ، 1374 : 61 ) .

   و نيز هر گونه محصولي كه جز از اين شاهراه حاصل آيد اصولا شايستگي ورود به عرصه علم را ندارد و در رديف علم بناي آخور است

خرده كاريهاي علم هندسه

يا نجوم و علم طب و هندسه

اين همه علم بناي آخور است

 كه عمــاد بــود گـــاو و اشتــــر است ( مولوي ، 1378 : 554 )

هيچ در هيچ انگاشتن واقعيتهاي علمي و در عوض اصالت قائل شدن براي دنيايي ديگر ، طالب دنياي درون بودن و تمام بار تغيير عالم بيرون را بر دوش عالم درون افكندن ، عجز و چله نشيني و مراقبه به اميد آنكه شايد معرفت از در درآيد و صدها شيوه ديگر گرچه در سطح خواص و نوادر اين طايفه درست بود ؛ اما در چشم بسياري از مبتديان راحت طلب ، خوش جلوه كرد و دستور العمل عموم و قاعده جمعي شد . يقيناً ناديده انگاشتن متافيزيك و معارف شهودي و اخلاق و عرفان ـ كه حتي در دوران سيطره پوزيتيويسم و دروان دستاوردهاي علمي از جانب برخي انديشمندان غربي هم منع شده ‌ـ نه منطقاً مطلوب است و نه عملاً ممكن ، اما آيا به فرض پذيرش شيوة تفكر عرفاني و صرفاً با روش غلبه بر احوال دروني مي توان از علوم عقلي و علمي بي نياز شد و روند زندگي اجتماعي و تدبير معاش و رفع احوجاجات جامعه را تنها با روشهاي اخلاقي و عرفاني حل كرد ؟ تا كي مي توان در گوش گرسنگان فرو خواند كه « اندرون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني » ؟

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 20 دی1386

جور دیگر باید دید

 

هر توصیف جدید اکتشاف یا تئوری نخست در ذهن کسانی شکل می گیرد که جهان را طور دیگر می بیند ( توماس کوهن )

 

نوشته شده توسط دکتر حمید رضا سلیمانیان در |  لینک ثابت   •